پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸

آشنایی با بهترین شیوه کاشت کلزا

 

kolza

 

مقدمه

 کلزا يک محصول روغني در شمال ايالت داکوتا آمريکا ميباشد که حدود 88درصد کلزاي اين کشور در اين ايالت مورد کشت قرار ميگيرد. کلزا يک گياه روغني خوراکي است که در سال1970توسعهيافته و شامل 40درصد روغن ميباشد.
واژه کلزا نامي است که به
وسيله کروشرز (انجمن دانههاي روغني غرب کانادا) انتخابشده است. واريتههاي کلزا اغلب شامل کمتر از 2درصد اسيد اورسيک و همچنين 30ميکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر ميباشد. کشاورزان کانادا و آمريکا واريتههايي که اسيد اورسيک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار ميدهند. اين نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتي از کانادا و آمريکا کاشته ميشود. 

در ژانويه 1985سازمان غذا و داروي آمريکا روغن کلزا را براي کاربرد و مصرف در غذاي انسان تائيد نمود و در اين راستا تقاضا در بازار افزايشيافته و بهتناسب آن باعث افزايش عرضه در ايالت متحده شد که فقط قسمتي از تقاضا توسط توليدکنندگان تأمين مي­گردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کميته جهاني مورد مصرف قرار ميگيرد. 

سازگاري

 کلزا، گونه براسيکا ناپوس ال بهصورت يکساله بهاره و پاييزه مورد کشت قرار ميگيرد که نوع بهاره آن با شرايط شمال داکوتا سازگاري بهتري دارد و نوع زمستانه آن به اين منطقه و شمال غربي مينويت سازگاري ندارد. 
کلزا در اغلب خاک­ ها قابل رويش مي
باشد ولي بهترين نوع خاک براي کلزا، خاک رسي لومي است بهشرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بايستي داراي زهکش سطحي کامل و داخلي نسبتاً خوب باشد به­ طوري­که در خاک­ هاي داراي آب ايستا و زهکشي نامناسب کلزا رشد نخواهد کرد. اگر رطوبت خاک به حد کافي از محصول سال قبل براي کشت کلزا باقي نمانده باشد بايستي کشت آن­را به ­عنوان يک محصول زراعي بعد از آيش در نظر گرفت.
تناوب زراعي

 بهترين تناوب زراعي کلزا، کاشت آن بعد از غلات دانهاي و يا آيش ميباشد. در تناوب زراعي 3ساله کاشت کلزا ميان دو محصول در نظر گرفته ميشود. اولين محصول در اين نوع تناوب بايستي به محصولي اختصاص داده شود که داراي مقاومت کامل يا نسبتاً خوب به بيماري ساق سياه باشد. کلزا به پوسيدگي ساقه حاصل از اسکلروتينيا بسيار حساس است.

اگر محصولاتي نظير آفتابگردان و لوبيا خشک خوراکي (چشم بلبلي ) که به بيماري اسکلروتينيا حساس هستند قبل از کلزا کاشته شوند خطر آلودگي کلزا به اين بيماري را افزايش ميدهند، همچنين اگر در تناوب زراعي از چغندر استفاده ميشود بايستي حداقل 2سال بين اين دو محصول (کلزا و چغندرقند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعي سهساله از محصولات حساس به اسکلروتينيا بهضرورت استفاده ميشود بايستي از سموم قارچکش استفاده نمود.
محصولاتي نظير سويا، کتان، نخود و عدس که داراي مقاومت نسبتاً خوبي به بيماري اسکلروتينيا هستند به­صورت موفق در تناوب زراعي با کلزا کاشته مي
شوند.

در سال­ هايي که شرايط محيطي براي انتقال اسپورها توسط هوا مناسب باشد، کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ­کش و بدون توجه به فاصله تناوب زراعي خسارات اقتصادي فراواني توسط قارچ اسکلروتينيا به بار خواهد آورد. 
کلزا گياهي است که به ريزش دانه حساس است، بنابراين در فصل زراعي بعدي به­ صورت پيشروي، ظاهر خواهد شد. بنابراين غلات دانه
اي بهترين گياه براي تناوب زراعي بعد از کلزا خواهد بود زيرا ميتوان از سموم علفکش پهنبرگ براي کنترل آن استفاده کرد. 

از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعي در يک زمين زراعي جداً خودداري کنيد زيرا کشت مخلوط دو محصول، ارزش بازاريهر دوي آنها را کاهش ميدهد. به ­علاوه کلزا در زميني که مورد هجوم خردل وحشي قرارگرفته قادر به رقابت نيست. در اينگونه از مزارع به شرطي ميتوان از کلزا استفاده کرد که قبلاً زمين توسط دام چرانده و خالي از علف هرز شود يا اينکه از رقم مقاوم کلزا به اين علف هرز استفاده کنند . 

بقاياي تمام سموم علفکش بهغيراز سولفونيلورا، ايميدازولينون و تريازين که در محصولات سال قبل برجايمانده است همراه با خود علف هرز به جوانههاي کلزا آسيب ميرساند. هميشه به برچسبهاي موجود روي علفکشها که نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعي را نوشته است رجوع کنيد. 

واريتهها 

دو نوع واريته کلزا که در آمريکا کاشته ميشود وجود دارد: واريته آرژانتيني که گونه براسيکاناپوس ميباشد و واريته لهستاني به نام براسيکاراپا. 

واريته آرژانتيني نسبت به واريته لهستاني داراي پتانسيل عملکرد، ارتفاع و درصد روغن بالاتري ميباشد. واريته آرژانتيني براي رسيدن کامل، حدود 95روز و واريته لهستاني 80روز زمان لازم دارد. 

تهيه بذر و کاشت 

کلزا يک گياه بسيار حساس به سله خاک ميباشد ، بستر خاک براي بذر کلزا بايستي محکم ولي نرم باشد. رطوبت بذر و خاک براي جوانهزني بسيار حياتي است، بنابراين کاشت کلزا در خاک­هاي خشک توصيه نميشود و جوانههاي کلزا در خاک­هاي فشرده و سله بسته بهآساني خسارت ميبينند، پس بايستي بستر خاک را نرم تهيه کرد ولي نه آنطور که بهآساني توسط باد فرسايش يابد تهيه کرد. به همين خاطر چنگ زني گياهک کلزا براي مبارزه با علف هرز توصيه نميشود. 
دانه کلزا را مي
توان با انواع بذرکار کاشت. عمق مناسب براي بذر کلزا حدود 5/1تا 5/2سانتيمتر است. بيشتر از 5/2سانتيمتر باعث تلف شدن جوانهها مي­شود . کاشت کلزا در فاصله رديفي 18-15سانتيمتر با بذر کار کلزا بهصورت يکنواخت در عمق خاک انجام ميگيرد. 

تاريخ کاشت و بذرافشاني

 کلزا در اواسط فروردينماه يا اوايل ارديبهشت جهت حصول بيشترين عملکرد کاشته ميشود. اگر تاريخ کشت را تا آخر ارديبهشت به تعويق بياندازيم عملکرد محصول کاهش مييابد و اگر در آخر خرداد صورت گيرد کاهش چشمگيري در عملکرد خواهيم داشت زيرا کلزا يک گياه بسيار حساس به استرس­هاي گرما و خشکي در زمان گلدهي است. 
کاشت زودتر از ارديبهشت
ماه، خطر رويارويي با استرس گرما و خشکي را کاهش ميدهد. جوانه کلزا مقاوم به سرماست و ميتواند سرماي 4- درجه سانتي گراد را تحمل کند.

خواب بذر

 بذر کلزا را ميتوان در سرما و تقريباً وقتيکه خاک يخزده، کاشت که تا اوايل بهار به­ صورت خواب باقي و در بهار که هوا خوب ميشود جوانهزده و سر از خاک بيرون ميآورد.

اگر کشاورزان نتوانند عمل کشت را متناسب با تقويم ويژه تاريخ کاشت انجام دهند، يعني وقتيکه خاک سرد شود ولي يخ نزند (صفر درجه سانتيگراد در عمق 5سانتيمتري خاک) و در شرايطي بکارند که دماي خاک به 3درجه سانتيگراد يا بيشتر از آن برسد، بذر جوانهزده و بهمحض اينکه خاک يخ بزند جوانهها خواهند مرد. درگذشته کشاورزان دريافتهاند که به خواب بردن بذر کلزا وقتيکه دماي خاک به نقطه انجماد نزديک ميشود بسيار مشکل است مگر اينکه اولين برف ببارد . 

ميزان بذر

 ميزان بذر حدود 6-10کيلو براي هر دو رقم آرژانتيني و لهستاني در نظر گرفته ميشود . 

فرمول عمومي براي بذرافشاني کلزا حدود 6کيلو در هر هکتار است. اين نکته بسيار مهم است که پرپشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک ميزان بذر قرار ندهيم. پس بسيار ضروري است که مقدار بذر در هر هکتار زمين زراعي براي هر واريته خاص که تعداد بوته گياهان را تشکيل ميدهد قبلاً مشخص باشد. 

مطالعات نشان داده در يک کيلو بذر کلزا هيبريد واريته آرژانتيني حدود 150تا 170هزار، براي واريته آرژانتيني با گردهافشاني آزاد حدود 270- 320هزار و اين مقدار در واريته لهستاني حدود 400هزار دانه بذر در هر کيلوگرم ميباشد.
تعداد بوته مناسب براي گياه کلزا حدود
150بوته در هر مترمربع و 1ميليون و 500هزار بوته در يک هکتار ميباشد کهحداقل ميتوان 45بوته در هر مترمربع در نظر گرفت. لذا با توجه به اينکه کلزا مقاوم به علفکش است ميتوان تعداد 22بوته در هر مترمربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضاي يکساني استفاده کنند. 

کود دهي

 عکسالعمل کلزا به کودها شبيه محصولات غلات دانهريز بوده و بستگي به حاصلخيزي خاک دارد. ازت و گوگرد کليد موفقيت براي رسيدن به عملکرد بالا هستند. 

مواد داراي نيتروژن و پتاس نميتوانند به­ صورت مستقيم با بذر تماس پيدا کنند بلکه بايد به شکل نواري حداقل به فاصله 5سانتيمتر دورتر از بذر ريخته شوند. براي تعيين صحيح مقدار مواد غذايي موردنياز گياه آزمايش خاک بايد انجام شود. فراموش نکنيد که کلزا مصرفکننده زياد گوگرد است. 

2250کيلوگرم حاصل از هر هکتار کلزا داراي 5/13کيلوگرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود 17کيلوگرم از اين ماده در بذر ميباشد، در صورتي که همين مقدار گندم فقط داراي 5/6کيلوگرم کوگرد در بذر و 8کيلوگرم در ساقه و برگ است، درنتيجه مقدار گوگرد در خاک در توليد کلزا نقش به­ سزايي دارد، حتي کمبود گوگرد در خاک باعث نابارآوري کلزا در مزرعه ميشود . 

با يک نمونه آزمايش خاک براي تعيين مقدار گوگرد نميتوان به نتيجه درست دستيافت بلکه ميبايست در مقاطع مختلف زماني و از قسمت­ هاي مختلف مزرعه نمونهبرداري شود. 

بر اساس آزمايش خاک، خاک­ هاي داراي گوگرد متوسط يا کم، حدود 25تا 35کيلوگرم و خاک­ هاي با گوگرد زياد 15تا 20کيلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم دارند. کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب ميکند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونيوم يا ترکيب سولفات آمونيوم و با عنصر گوگرد قابلتجزيه باشد . 

براي کلزا، کود مرکب توصيه ميشود زيرا سولفات در خاکهاي شني در اثر بارش زياد باران شسته ميشود، اما عنصر گوگرد ممکن است طي فصل مرطوب تجزيه و سال بعد بر اساس نياز مورداستفاده قرار گيرد.

بهتر است گوگرد را به ميزان لازم، قبل يا در حين کاشت تهيه کرد. اگر در فصل زراعي قبل از ظهور گل­ها کمبود گوگرد محرز گردد با به­ کار بردن کود تيوسولفات آمونيوم يا سولفات آمونيوم ميتوان به عملکرد قابلقبول دستيافت.

يک کود دهي بهموقع بهترين عملکرد را در بر خواهد داشت.

مقدار کمي از گوگرد به­ وسيله برگ جذب مي ­شود. براي جذب کود در اين زمان به باران سنگين نياز داريم که سولفات قابلحل را به ريشهها برساند. 

کنترل علف هرز

جوانه کلزا به رقابت زود هنگام علف هرز بسيار حساس است. برنامه مؤثر مبارزه با علف هرز ميتواند شامل مبارزه زراعي - مکانيکي و شيميايي باشد . 

خردل وحشي يک بذر آلودهکننده جدي براي کلزا است که ميتواند باعث کاهش کميت و حتي عدم قبولي آن در بازار شود. بايد پيش از کاشت، توجه ويژهاي به کنترل علف هرز داشت يا در زمينهايي که آلوده به علف هرز هستند از کاشت کلزا اجتناب کرد . 

علاوه بر عمليات زراعي براي مبارزه با علف هرز، براي رسيدن به تراکم مناسب در کلزا اصلاح قدرت جوانهزني باعث ميشود اين محصول بهخوبي با علف هرز رقابت کند . 

با توجه به تاريخ بذرافشاني، ميزان و عمق کاشت ميتوان علف هرز چندساله را از سال قبل براي کاشت کلزا کنترل کرد. چون بذر کلزا در عمق کمي از خاک کاشته ميشود کج بيل و دندان فنري دوار براي مبارزه با علف هرز توصيه نميشود. اين ابزار ميتواند به جوانههاي کلزا صدمه زده، تعداد بوته در هکتار را کاهش دهد. 

تري فلورالين و سونالان دو علفکش مخلوط با خاک قبل از کاشت هستند و براي مبارزه با علف هرز ارائهشدهاند.

تري فلورالين و سونالان بايستي هميشه قبل از کاشت و در خاکهاي خالي از کشت به­ کار روند. هر دوي اين سموم، نازک برگان يکساله و بعضي پهن برگان مانند خرفه يا قازاياغي کوشيا را به ­راحتي کنترل ميکنند ولي خردل وحشي قابلکنترل نيست. 

علفکشهاي بعد از کاشت کلزا مانند کلتوديم، گوزالوفوب و ستوکســــيديم (Sethoxydim,quizalofop,clethodim)در علوفههاي نازک برگ بسيار ضروري هستند. 

کاربرد مخلوط براي گوزالوفوب و کلتوديم با يک علفکش پهنبرگ به ­صورت زياد توصيه نميشود چون ممکن است باعث کاهش کنترل علف هرز نازک برگ­ ها شود. قبل از پر کردن مخزن سم بهطور کامل بقاياي سموم علفکش که براي کلزا مضر ميباشد را بشوييد و پاککنيد. بقاياي علفکش «سلفونيولريا» به­ علاوه علفکش فنوکسي به مقدار ناچيز ميتواند براي کلزا خيلي مضر باشد.

کلزا خيلي به راندگي از طريق علفکش پهن برگ­ ها از قبيل دي 24، ام­سي­پي، ديکامبا، گلي فسفات و علفکش سولفونيلوريا حساس است. بايستي بسيار احتياط کرد که راندگي در اثر مصرف اين علفکش در زمين کلزا صورت نگيرد. 

بيماري گياه 

بيماري گياه ميتواند مشکل جدي در توليد کلزا باشد. تناوب زراعي بايستي به­ دقت طراحي شود تا ميزان بيماري در حداقل ميزان قرار گيرد. 

دو بيماري عمده در کلزا، اسکلروتينيا و ساق سياه است. بيمارهاي کم گزارششده در کلزا عبارتاند از زنگ سفيد، لکه سياه، سفيدک دروغين و زردي مينا.

دو نوع بيماري ساق سياه در کلزا وجود دارد: گونه ضعيف (غير بيماريزا ) و گونه سمي (بيماريزا) که گونه بيماريزاي آن باعث ايجاد پوسيدگي عميق در ساقه گياه در نزديکي خاک ميگردد. اين پوسيدگي قدرت رويش گياه را کاهش داده و ممکن است باعث حفره در آن شود. گونه بيماريزاي آن در سال 1991براي اولين بار در ايالت داکوتا در فصل زراعي در 23مزرعه کلزا يافت شد. ساق سياه قارچي است که اسپورها ي آن به­ وسيله باران و وزش باد يا بذر آلوده انتقال مييابد. واريتههايي از کلزا وجود دارند که به اين نوع ساق سياه مقاوم هستند. 

عموماً گونه آرژانتيني مقاومت بيشتري به اين بيماري از خود نشان ميدهد، اما واريته لهستاني به آن حساس­تر است.
در نواحي که ساق سياه کلزا در آنجا گزارش
شده است استفاده از ارقام مقاوم به اين بيماري و تناوب زراعي در کنترل آن ضروري است. ساق سياه در خردل مشکل چنداني ايجاد نميکند زيرا بسيار به اين بيماري مقاوم است. 

پوسيدگي ساقه اسکلروتينيا ( کپک سفيد ) يک بيماري باقدرت کشندگي زياد در آبوهواي مرطوب است. اين قارچ ميتواند به شکل جسم سخت سياهرنگي به­نام اسکلروتينيا، حدود 5-6سال در خاک زنده بماند.

هرگاه آبوهوا به مدت 2-1هفته به­صورت مرطوب باقي بماند، اسکلروتينيا با جذب رطوبت خاک جوانهزده و اجسام نازکي شبيه قارچ، به ­نام آپوتيشا توليد ميکند . 

آپوتيشا حدود 9- 5/4سانتيمتر طول دارد که ميليونها اسپور هوايي توليد ميکند. 

کلزا اصولاً در مرحله گلدهي و کمي بعدازآن به اين بيماري بسيار حساس ميباشد. اسپورها، گلبرگ­ هاي پژمرده شده کلزا در آبوهواي مرطوب را آلوده ميکنند. آلودگي ايجادشده در گلبرگ­ هاي مرده کلزا به بافت­ هاي مجاور منتقل، درنتيجه به شاخهها و گياه مرده هجوم برده و حفره يا مسکن براي خود ايجاد ميکنند. 

ساقههاي پوسيدهشده، شکل سفيدي به خود ميگيرند. آلودگي اسکلروتينيا در کلزا موقعي جدي خواهد بود که آبوهواي مرطوب و خنک دو هفته بعد از خرداد شروع و تا اوايل تيرماه که شکوفه دهي صورت ميگيرد ادامه يابد. 
براي مزارعي که مورد هجوم اسکلروتينيا واقع
شده باشد، حداقل يک تناوب سهساله زراعي بدون کاشت کلزا توصيه ميگردد. در طول مدت اين تناوب زراعي ضروري است که از کاشتن محصولات بسيار حساس به اين بيماري ازجمله آفتابگردان و لوبياي خشک اجتناب کرد . 

قارچکشهاي کوادريس، رونيلان و تاپسين ام، براي از بين بردن و مبارزه با اسکلروتينيا در کلزا به ثبت رسيده است. 
بازدارندگي در بيماري اسکلروتينيا نيازمند قارچ
کش بهموقع است. کوادريس در مرحله 15-10درصد گلدهي يا 3تا 7روز بعد از آغاز گلدهي (وقتي اولين گلبرگ کلزا خشک شد و به زمين افتاد) بايستي بهکاربرده شود. تأخير در کاربرد اين سم از اثرات آن ميکاهد. 

«رونيلان» و «تاپسين ام» بايستي در مرحله گلدهي 50 20درصد يا 4تا 10 روز بعد از ظهور گل در کلزا استفاده شود که در آن موقع 16- 14گل در ساقه اصلي وجود دارد . 

مرحله گلدهي 50درصد وقتي است که کلزا بيشترين توسعه رنگ را در سطح مزرعه دارد. اين مرحلهاي است که کمتر از يکسوم نيامها در ساقه اصلي قرار داشته و محصول نيز بيشتر از 5درصد شکوفه بزند.

اغلب قارچکشها تأثير کمي در کنترل اسکلروتينيا در کلزا دارند. کوادريس بايد در غلظت 700سيسي تا 1ليتر در هر هکتار بهکاربرده شود که کاربرد همان 700سيسي نيز توسط کاربران سم تائيد شده است. اگر سم قبل از شروع ريزش گلبرگها بهکاربرده شود براي کنترل بيماري کافي به­ نظر مي­رسد . 

مقدار مصرف رونيلان 750تا 1150گرم و تاپسين نيز با همين مقدار در هر هکتار به کار ميرود. اطلاعات جامع نشان ميدهد که کاربرد مقدار 350گرم رونيلان و 450گرم تاپسين وقتي به­ موقع بهکاربرده شود اثر عالي در کنترل اسکلرينا تحتفشار شديد بيماري دارد.

ادامه اين مطلب وزين و کاربردي را در شماره آينده پي بگيريد.

 

«برگرفته از مجله شماره 22-23 پیش بسوی کشاورزی اقتصادی»

 

22-239

22-2310

22-2311

22-2312

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .

طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت